سخن طوطیا...

 

 

سلامی گرم و صمیمی خدمت تمامی دوستان و بازدیدکننده های عزیز وبلاگم.

امیدوارم همتون خوب و خوش باشین.

دوستای خوبم به خاطر یه سری کارهای شخصی و عقب افتاده، مدتی نیستم و

برای مدتی پست جدید توی وبلاگم نمیذارم ولی به محض اتمام کارهام به همتون سر میزنم

و پست های جدید و زیبا میذارم

امیدوارم شما هم وبلاگ طوطیا رو فراموش نکنین و باز هم بهم سر بزنین .

در اولین فرصتی که به دست بیارم حتما نظرات شما خوبان رو می خونم

زود زود بر میگردم. این دسته گل از طرف طوطیا تقدیم به شما عزیزان.

 

 

                                   

                دوستدار شما عزیزان: طوطیا                      

 

 


 

می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … !

از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “

فهمیدم

پای ” او ” در میان است  . . .

 

من اینجام جایی که وقت رفتن ایستاده بودی و مرا نگاه می کردی ؛‌

 آ‌مده ام اینجا تا ببینم از اینجا چگونه بوده ام که اشکهایم را ندیدی ...



 


 

گاهی فرار میکنم از فکر کردن به تو ،

مثل رد کردن آهنگی که خیلی دوستش دارم .

 

 

 

باران بهانه ای بود که زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی.
کاش نه کوچه انتهایی داشت و نه باران بند می امد.

 





به خودت می آیی،

یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند،

نه دستی که شانه هایت را بگیرد،

نه صدای که قشنگ تر از باد باشد

تنهایی
یعنی این...

زندگیِ من آرام می گذشت...

 

زندگیِ من آرام می گذشت.

اتفاقی نمی افتاد..!
تا این که سکوتی تمامِ وجودم را دگرگون کرد!
بی صدا آفتابی شد.. و دستِ مرا گرفت و به راهِ نوشتن کشید!
آری سکوت!
سکوتی که مشحونِ تحمل هاست..
سکوتی که از دنیا بریده است!
کاش نبود.. اما وجودِ من آن را شدیدتر می کند.
آی..! ای سکوتی که بی رحمانه مرا غرقِ محبت می کنی!
نمی خواهم.. محبت نمی خواهم!
آی صدای آشنا!... بد آمدی..چند روزی جرقه زدی رفتی.
تماشای تو وقت می خواست
گوشِ من پاسخی ندید
دلم می خواهد صدایت را بشنوم..
همین!

اسمم داره یادم میره...

 

 

اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمی کنی
حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمی کنی
دلتنگتر میشم ولی نشنیده می گیری منو
هنوز همه حال تو رو از من فقط می پرسنو

با این که با من نیستی دیوونه میشم از غمت
اصلا نمی خوام بشنوم که اشتباه گرفتمت
داشتن تو کوتاه بود اما همونم کم نبود
گذشته بودم از همه هیچ کس به غیر تو نبود

حقیقیتو می دونی و ازم دفاع نمی کنی
کنار تو می میرم و تو اعتنا نمی کنی
مردم تو رو از چشم من امشب تماشا می کنن
فردا غریبه ها منو پیش تو پیدا می کنن

کاش اتفاقی رد بشی از کوچه های دلخوری
به روم نیارم که چقد می خوام که از پیشم نری
هر بار با شنیدن صدای تو آروم شدم
حتی واسه ی رفتنت پیش همه محکوم شده

اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمی کنی
حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمی کنی
دلتنگتر میشم ولی نشنیده می گیری منو
هنوز همه حال تو رو از من فقط می پرسنو

 

 

 

چـه اشـتـبـاه بـزرگـیسـت.......
تلخ کردن زندگی خود
بـرای کـسـی کـه......... در دوری مـا
شـیـریـن تـریـن لـحـظـات
زنـدگـیـش را سپری مـی کـند.

 

 

خواستی که دیگر نباشی؟؟

آفرین...
چه با اراده...

لعنت به دبستانی که از درسهایش فقط تصمیم گیری را آموختی...


 

 

 

دل تنگم!
دل تنگِ خیلی چیزها
دل تنگ این همه دل تنگی ها
چیزهایی که بر من گذشت و هرگز باز نخواهد گشت!
دل تنگم
دل تنگ نیمه شبهای دل تنگی
دل تنگ این همه نبودن ها
دل تنگ این همه دل تنگی ها
دل تنگ عهدهایی که کسی آنها را نبست
دل تنگ تمام چیزهایی که میشد باشد و نیست
و تمام هست هایی که نیست!
حتی آنان که دلشان برایم تنگ نخواهد شد!!
دل تنگ تر نیز خواهم شد
می رسد روزی که بگویم:
دلم برای آن روزها ی دل تنگی تنگ شده!!

کوه خاموش...

 

 

 

 

ای کوه فرو ریخته ی بیهوش ،خاموش نمون نخواه منو خاموش

ای دلزده از روز و شب برفی ،با عاشق مضطرب بزن حرفی

با من که شدم واسه ات سراپا گوش ،حرفی بزن ای کوه نمون خاموش

دلگیره چقد تموم دنیا بی تو ،تا کی نبینم روزای آفتابیتو

گفتن داری میری از پیشم، این راسته

این راسته خدا تو رو صدا زد، خواسته

هرچند که دوری از تو واسه م مرگه ،مرگت نفسای آخر این برگه

این برگ خزون زده همین پاییز ،این عاشق از اشک پر و لبریز

اما به خدا سپردمت محبوبم ،تا خوب شه حالت به خدا من خوبم

اما نبر از یاد به یادت بودم ،یادی کن ازم که بی تو من نابودم

گاهی اگه شد بیا سراغم تو خواب ،ای خواب پریده از چشای بی خواب

ای خواب پریده از چشای بی خواب


دوستت دارم...

 

 

 

 

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

برای برفی که آب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

برای پشت کردن به آرزوهای محال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطر زیبایی لاله های وحشی

به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان

برای بنفشیه بنفشه ها دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

تو را برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شیرین خاطره ها دوست می دارم

تو را به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ... دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه

تو را به خاطر دوست داشتن... دوست می دارم

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم... دوست می دارم

یخ بسته ام...

 

آنقــدر مــــرا سرد کـــرد ؛

از خــــودش .. از عشـــق

کــه حـــالا بــه جـــای دلبستن ،  یــــخ بستــه ام!

آهــــای !!! روی احســاســم پــا نگذاریــد

لیـــز می خوریــد!

از تـو بـرایـم چه مانـده است...

 

 

از تـو بـرایـم چه مانـده است ؟!

صندوقی پـُراز گلایه ... قـاب عکسی خالی ...

دقایقی که می خواهمت و نیستی ...

حرفـهایی که می خواهـم و نمی زنی ...

شنیدنی هایی که می خواهـم و نمی گویی ...

سـردی آمـدن هـا و گرمی اشـک و تعلیـق و انتـظار ...

و بی خبـری هـای پی در پی !

مـِهری که دارم می خـری وَ بی مِهـر دور می اندازی ...

کـلامی که نیـاز دارم و مجـالی نـداری بـرای بیـانش !

و خـاطرات ...

کی فکرشو می کرد...

 


هر جوری بگی میشم فقط پیشم بمون
نگو میخوای بری نگو دوستت ندارم
اشک چشمم و ببین ببین چه حالیم
میخوام سرم رو باز رو شونه هات بزارم
انگاری تموم اون روزای خوبمون
تمومه داری میری
اون کیه داری میری به جای دست من، دست اونو بگیری

اونی که عاشقی رو یاد من داده داره میره
نمیدونه کسی به جای من براش نمیمیره
اخه کی فکرشو میکرد یه روزی خسته شه ازم
داره میره نمیدونه دیگه نفس نمیکشم
یادش نمونده که میگفت باهام میمونه تا ابد
دلم تموم غصه هاشو مینویسه خط به خط
حالا سیاه شده از اسم اون دوباره یک صفحه
میمیرم از نبودنش تموم کارم این دفعه

التماسم و ببین بیا پیشم بشین نزار دیوونه شم نرو نزار بمیرم
زل بزن تو چشم من ببین دوستت دارم مثل همون روزا تو دست تو اسیرم
گریه های من داره تا اسمون میره چه جوری بیخیالی؟
قول دادی نری بمون به پای عشقمون نگو دوسم نداری

اونی که عاشقی رو یاد من داده داره میره
نمیدونه کسی به جای من براش نمیمیره
اخه کی فکرشو میکرد یه روزی خسته شه ازم
داره میره نمیدونه دیگه نفس نمیکشم
یادش نمومنده که میگفت باهام میمونه تا ابد
دلم تموم غصه هاشو مینویسه خط به خط
حالا سیاه شده از اسم اون دوباره یک صفحه
میمیرم از نبودنش تموم کارم این دفعه

این آهنگ تقدیم به تمام عاشقای دنیا

 

 

عشق اون نیست که در اوج رابطه پاک بمونی...

عشق اونه که در اوج اختلاف خیانت نکنی...

 

 

 

این شعرها را همین حالا بخوان و گرنه بعدها...

باورت نمی شود!!!!!

هنگام سرودن آن چگونه...

دیوانه وار عاشقت بوده ام!!!!!!!!!!

 

 

 

من خیلی وقته کارت قرمزم رو گرفتم...

فقط دارم آروم زمین رو ترک میکنم واسه وقت کشی...

 

 

 

نشانه می گیری، سنگ می اندازی و خنده کنان!!!!!

لی...لی...لی.

پای می کوبی و می روی!!!

بدجور با دلم "  بازی" کردی!!!

 

 

می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من، با دلم، با احساسم کردند

و مرا در دور دست خود تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم.

خدایا به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند... 

رفتی که رفتی...

 

 

دلم برات تنگ شده، نیستی کنارم، هنوز باور نکردم تو رو ندارم

این همه احساسمو به پات گذاشتم، اما چه راحت میگی دوست نداشتم

مگه نگفتم بمون،رفتی که رفتی، شدم خرابو داغون رفتی که رفتی

دلت چه جوری اومد تنهام بذاری، برام خبر آوردن دوسم نداری

 

 

عشق ما اشتباه بود خودم میدونم، اما وابسته ات شدم، من نمی تونم

که بی تو یه گوشه تنها بمونم، شب و روز با گریه برات بخونم

آخ که چه راحت به من تو دل نبستی، شیشه  ی احساسمو زدی شکستی

میرم که تنها بشی برس به کارت، برو خجالت نکش سر قرارت

مگه نگفتم بمون،رفتی که رفتی، شدم خرابو داغون رفتی که رفتی

دلت چه جوری اومد تنهام بذاری، برام خبر آوردن دوسم نداری

قصه هر دوتامون حالا تمومه، این همه خوبی کردن برات حرومه

عکساتو پاره کردم بیا و بردار، نفرینتم نکردم خدا نگهدار

 

 

 

 

 

دیشب که باران آمد...

می خواستم سراغت را بگیرم!

اما...

خوب می دانستم این بار هم که پیدایت کنم،

باز زیر چتر دیگرانی...

 

 

مانند شیشه، شکستم آسان بود...

ولی...

دیگر به من دست نزن

این بار زخمی ات خواهم کرد...

 

 

دل من هرزه نبود!!!

تنها از بین این همه انسان زیر تک درخت سیبش،

تو را آدم دیده بود...

 

 

 

کثیف ترین چاپلوسی، زمانیست که مردی به خاطر طبیعی ترین

نیازش با دروغ به معصومی بگوید: دوستت دارم.

 

 

 

من چرک نویس احساسات تو نیستم!

دوست دارم هایت را جای دیگری تمرین کن!!!!!!!

 

 

 

حوصله ات که سر رفت با دلم بازی نکن من در بی حوصله گی هایم

با تو زندگی کرده ام

 

 

 

من از کوچ پرندگان آموختم، هوای رابطه که سرد شد، باید گذاشت و رفت

 

 

 

در زندگیم به هیچکس خیانت نکردم جز خودم...!

وفای به تو خیانت به خودم بود...!

 

 

 

حتی کفش هم اگه تنگ باشه... زخم می کنه... وای به حال وقتی که... دل تنگ باشه.

 

 

 

جزایی بالاتر از این نیست... به کسی دل ببندی که قسمت تو نیست!!!!!

 

 

 

بد ترین کاری که یه نفر می تونه با دلت بکنه اینه که باعث بشه...

دیگه ذوق نکنی بودن هیچکس را...

چرا...

 

 

همه دردای این دنیا رو دوش من تلنباره،

 همه اش تو دست این و اون میشم بازیچه یکباره
دیگه ترسی ندارم من از این شکست پی در پی،

 فقط میخوام بدونم این جدایی بینمون تا کی


چرا واسه خلاص از من همش بهونه می سازی،

 اگه حسی بهم داری چرا فاصله میندازی
اگه میلی نداری تا تو دنیای تو پیدا شم،

تو لب تر کن ببین میرم با اینکه از توو میپاشم
به سختی عاشقم کردی دلم پیش دلت گیره،

 منم میشم مثل خودت بی تو غصه ام نمی گیره
دیگه ترسی ندارم من از این بودن از این رفتن،

 میخوای بری برو ولی یه روز میوفتی یاد من
چرا واسه خلاص از من همش بهونه می سازی،

 اگه حسی بهم داری چرا فاصله میندازی
اگه میلی نداری تا تو دنیای تو پیدا شم،

تو لب تر کن ببین میرم با اینکه از توو میپاشم

 

 

 

وقتی قلبت شکست

خورده هاشو یه گوشه نگه دار،

درسته که هیچ وقت مثل روز اولش نمی شه

اما شاید بتونی تکه های گم شده ی یه قلب دیگه باشی!!!!!!!

 

 

 

 

آتش روشن کردم و عهد کردم تا خاموش شدنش دعایت کنم

می دانم به آنچه می خواهی می رسی

چرا که من هر بار یک هیزم اضافه میکنم!!!!

 

 

 

اون کسی را که از همه سخت تر به دست می آوری

از همه آسون تر از دست میدی!!!

 

 

 

مهم نبوده سوختنم، دور از تو پرپر زدنم

مهم تو بودی عشق من

نه قصه ی شکستنم

به افتخار عشق تو میگم که بازنده منم.

 

 

 

می خوام با قشنگی چشات دنیایی بسازم

که تموم عالم بشن تماشاگر دنیای من!!!

 

 

زمانی فرا می رسد که مجبور می شوید بگذارید کسی برود و دیگر او را نبینید پس فراموشش کنید

و این حقیقت را بپذیرید که آنگونه که شما دوستش داشتید، او نداشت و بگذارید به آرامی از

زندگیتان برود.

 

 

گاهی اوقات رفتن آسان تر از ماندن است.

ما تا قبل از اینکه کسی را فراموش کنیم

گمان می بریم که کار سختی است اما

وقتی فراموشش می کنیم ، به خود

می گوییم که چرا زودتر ترکش نکردیم؟!

به خودت بیاموز هر کسی ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.